حامد کمیلی

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست ...
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست ...
گفتم كه کمي صبر کن و گوش به من ده ...
گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست ...
گفتم کمي فکر خودم باشم و آن وقت ...
جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست ...
رفتي تو خدا پشت و پناهت ، به سلامت ...
بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست ...
اول از اقا محمود عذر خواهی می کنم نمی دونم چرا نمی تونم نظر بدم صفحه ی نظرات باز نمی شه. در جوابتون باید بگم من از رپر ها (ارمین.رضایا.ميلاد.دانیال.تهی.ساسی مانکن)خوشم میاد خیلی خوشحال می شم بدونم شما چی دوستارید.
از دوستان عزیز هم تشکر می کنم که خیلی به من لطف دارن.درباره این وبلاگ هم باید بگم که کپ نکنید این وبلاگ هر دری یه موضوع دارد بعضی از مطالب هم بعضی دوستان خواستن که تو وبم گذاشتم مثلا (هوا و فضا) چون خودم هم خیلی به هواوفضا علاقه دارم برای همین گذاشتم.اگه بعضی موقع ها دیر به دیر اپ می کنم برای کار تاترمونه که داریم تمرین می کنیم.
اگه مشکلی در وبلاگ هست برای رفعون می تونید پیشنهاد بدید.یه توضیحی هم باید برای اهنگها بدم که اونجا اهنگهایی در فهرست هست که می تونید انتخاب کنید و مدیا براتون اجرا می کنه البته بعضی موقع ها قاطی می کنه و فرصت نیاز داره که اون اهنگ رو بشناسه پس از شناختن اهنگ باید دکمه استارت يا پلي رو فشار بديد.
براتون روز هاي خوشي را ارزو مي كنم فعلا
خ د ا ن گ ه د ا ر

زیبان منکه خیلی دوست دارم . اگه دوست داشتی بخونشون چون میتونه تو زندگی ماثر باشه.
وقتی بین حق داشتن و مهربان بودن حق انتخاب داشتی....
همیشه مهربانی را برگزین.
اگر بتونی هر روز مطلب جدیدی فرا بگیری ....
هر روز زندهه هستی............ .
راه را راهبر خود قرار مده....
بلکه....
راهی ناپیموده را آغاز کن و.....
از خود راهی به جا بگزار.
امری برای انجام دادن .....
چیزی برای عشق ورزیدن........
آرزومند چیزی بودن ...
این ها اصوا والای خوشبختی است .
زندگی گره ای نیست که در جستو جوی گشودن آن باشیم.....
زندگی واقعیتی است که باید تجربه کرد....
طلب کن .... به تو اعطا خواهد شد.
جستو جو کن... خواهیش یافت.
در را بزن ... برویت گشوده خواهد شد.
مهم ای نیست که در کجای این جهان ایستاده ای ....
مهم این است که در چه راستایی گام برداری....
آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه که هستی باشی......
و بکوش در کمال آنچه که هستی باشی.
شاید بالا بلندترین افراد نباشم!!!
شاید زیباترین هم نباشم!!!
شاید بهترین هم.....!
اما قادرم کاری را بهتر از دیگران
انجام بدهم..... و
آن هنر خود بودن است.
بگذار هر روز رویایی باشد در دست....
بگذار هر روز عشقی باشد در دل......
بگذار هر روز دلیی باشد برای زندگی.....!
اگه بدونی که کی هستی ....؟
چه می خواهی....؟
چرا می خواهی....؟
اگه خود را باور داشته باشی...
با اراده ای پولادین.... با نگرشی بس سازنده....
می توانی به خواسته هایت دست یابی ... می توانی زندگی را از آن خود سازی....
اگر بخواخی............!
هر شب وقتی تنها می شم حس مس کنم پیش منی
دوباره گریه ام می گیره انگار تو آغوش منی
آه نمی شه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون می باره و تورو دوباره پیشم می بینم
اشک تو چشام حلقه می شه دو باره تنها می شینم
قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من
شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من
دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

از من نپرس چقدر دوستت دارم
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگوکه چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه ی بودن
تو طلوع صبح خورشیدو دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه ی عشق
تو شدی تمامی زندگی من
اسم تو هر چی که می گن
همه تکرار تو حرفای دل من
چشم تو هر جا که می رم
جاری تو چشمای منتظر من
ای تو بهونه واسه بودن
ای نهایت رسیدن
تو رو اون لحظه که دیدم
به بهانه هام رسیدم
از تو تصویر کشیدم
که اونو هیچ جا ندیدم
تورو از نگات شناختم
قصه از عشق تو ساختم
تورو از خودت گرفتم
با تو یه خاطره ساختم

عشق گوید : العجل ،العجل!
ان گوید دور باش
واین گوید زود باش!
گفتی تو هم مثل منی، از یه شکست عاشقونه اومدی
گفتم دیگه گریه نکن، عزیز من خوش اومدی
گفتی که از گذشته هام چیزی نپرس، روزای خوبی رو نداشتی
گفتم دیگه گذشته هات تموم شده، اون روزا که منو نداشتی
گفتم دیگه بارون گریه هات بسه، زندگی یک نفسه
از این به بعد یکی واست دلواپسه، یه عمر برات هم نفسه
حالا که گریه رو از چشات گرفتم، بغضو از صدات گرفتم
غمو از دلت ربودم، رفتی توی تار و پودم، منو یادت نمیاد!
حالا که دل به هیچ کسی نبستم، روزی صد دفعه شکستم
بدی هاتو هم ندیدم، غماتو به جون خریدم، منو یادت نمیاد!!؟!!
حالا که صدات برام یه آشناست، حالا که نمیدونم دلم کجاست
این که رسم عاشقا نیست میدونی!؟ دیگه اسم من و تو رو زبوناست
حالا که گریه رو از چشات گرفتم، بغضو از صدات گرفتم
غمو از دلت ربودم، رفتی توی تار و پودم، منو یادت نمیاد!
حالا که دل به هیچ کسی نبستم، روزی صد دفعه شکستم
بدی هاتو هم ندیدم، غماتو به جون خریدم، منو یادت نمیاد!!؟!!
پ.ن : گاهی مسیر جاده به بن بست میرود! گاهی تمام حادثه از دست
امشب تمام خویش را از غصه پرپر میکنم
گلدان زرد یاد را با تو معطر میکنم
تو رفته ای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست
ناچار این پرواز را این بار باور میکنم
یک عهد بستم با خودم وقتی بیایی پیش من
یه احترام رجعتت من ناز کمتر می کنم
یک شب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خسته ام
آن شب برای خلوتت یک فکر دیگر میکنم
صحن نگاهت را به روی اشتیاقم باز کن
من هم ضریح عشق را غرق کبوتر میکنم
شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و آرزو
یک روز من این شعر را تا آخر از بر میکنم
گر چه شکستی عهد را مثل غرور ترد من
اما چنان دیوانه ام که با غمت سر میکنم
زیبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت
با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر میکنم
![]()